کتاب جنجالی جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، تحت عنوان «اتاقی که آنجا اتفاق افتاد: خاطرات کاخ سفید » بالأخره منتشر شد. طی روزهای منتهی به انتشار کتاب، رسانههای آمریکایی و به ویژه خبرگزاریهای منتقد ترامپ، بخشهایی از این کتاب را منتشر کردند که نشان میداد حاوی توصیفات افشاگرانهای علیه شخص ترامپ و نحوه اداره دولت کنونی آمریکاست.
جلد کتاب «اتاقی که اتفاق آنجا افتاد: خاطرات کاخ سفید» نوشته «جان بولتون»
آنچه در ادامه میخوانید، قسمت هجدهم از ترجمه بخشهای مربوط به ایران در کتاب «اتاقی که اتفاق آنجا افتاد» است
قسمت هجدهم/
در سفرم به اسرائیل، درباره ایران بحث کردیم. نتانیاهو و تیمش روی آخرین اطلاعاتی متمرکز بودند که با یورشِ شجاعانهی اسرائیل به آرشیو هستهای ایران به دست آمده بود، و همینطور بازرسی متعاقب آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سایت «تورقوزآباد» که نشان میداد آنجا اورانیومی وجود دارد که توسط انسان دستکاری شده است . این اورانیوم، غنیشده نبود، اما احتمالاً کیک زرد (اکسید اورانیوم در حالت جامد) بود. این شواهد، قطعاً با ادعاهای مکرر تهران مبنی بر اینکه هرگز برنامهای برای ساخت سلاح هستهای نداشته، تناقض داشت . ایران تلاش کرده بود تورقوزآباد را پاکسازی کند؛ کاری که سال ۲۰۰۴ در لویزان و بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ در محفظههای تست انفجار در پارچین تلاش کرده بود انجام دهد؛ اما این بار هم موفق نشده بود این کار را بکند . این میتوانست مدرکی باشد که ایران «طرح آماد» برای ساخت سلاح هستهای را ادامه داده است، حتی بعد از اینکه سال ۲۰۰۴ گفته بود این برنامه را متوقف کرده است. به علاوه، این مدارک اکنون تهران را در صحنه بینالمللی در موضع تدافعی قرار میداد.
در خودِ آمریکا، پنتاگون، طبق معمول، با تحریمهایی که ترامپ سرانجام تصمیم گرفته بود علیه دفتر رهبر عالی ایران وضع کند، مخالفت میکرد. اصرار داشتند که پیش از برداشتن گامهای بعدی، یک نشست شورای امنیت ملی برگزار شود، در حالی که آن موقع برای برگزاری نشست، زمان بدی بود، چون من و پمپئو، هر دو، خارج از کشور بودیم. با این وجود، نشست برگزار شد و من از طریق تماس تصویریِ ماهوارهای از ساختمان سابق کنسولگری آمریکا در اورشلیم [بیتالمقدس] که حالا سفارت «موقت» بود، در آن شرکت کردم. «اِسپِر » [وزیر دفاع آمریکا] و «دانفورد » [رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا] میگفتند نگران این هستند که تحریمهای پیشنهادی، توانایی ما برای مذاکره با ایران را سلب کنند. (پمپئو که به خاطر مسافرت نتوانسته بود در جلسه شرکت کند، گفت بعداً به اسپر گفته «تحت تأثیر» نگرانی آنها قرار گرفته، اما فکر میکند خودش میتواند مسئله را مدیریت کند.)
ترامپ وارد بحث شد و گفت: «حتی دشمنان ما هم از اینکه [بعد از سرنگونی پهپادمان، به ایران] حمله نکردیم، خوشحال شدند.» (واقعاً!) «ما سرمایههایمان را ذخیره کردیم. این، رئیسجمهورگونهترین اقدام یک رئیسجمهور در عرض چند دهه گذشته بود. بسیار موفقیتآمیز بود.» منوچین روی نهایی شدن فرمان اجراییای اصرار داشت که پیشنویس آن نوشته شده بود و به جای خودِ [آیتالله] خامنهای، فقط دفترش را تحریم میکرد؛ کاری که به نظر من اشتباه بود. ترامپ جواب داد: «اگر خودِ رهبر عالی را تحریم کنیم، تأثیرش بسیار بیشتر خواهد بود»؛ و بدون تردید، درست میگفت. بحثهای مبهم دیگری هم انجام شد و ترامپ گفت «ما به طور قطعی نمیدانیم» که تأثیر تحریمها چه خواهد بود؛ و اضافه کرد: «اتفاقاً من فکر میکنم تحریمها به مذاکره کمک خواهد کرد. بیشترِ افراد میگویند تحریم به مذاکرات کمک میکند. و اصلاً چرا (فرمانده نیروی قدس، قاسم) سلیمانی را تحریم نکنیم؟ اسم او را هم در فهرست بنویسید.» وقتی یک نفر گفت احتمالاً سلیمانی پیشاپیش مشمول تحریمهای دیگر شده باشد، ترامپ گفت: «به هر حال، اسمش را بنویسید. جان [بولتون]، به نظر تو اسم او را وارد فهرست کنیم؟»
من گفتم: «بله قربان.»
ترامپ گفت: «اگر تو بودی اسم رهبر عالی را هم در فهرست مینوشتی؟»
دوباره گفتم: «بله قربان.»
ترامپ گفت: «نمیدانم خوب است یا بد. اما میخواهم این کار را بکنم. اسم رهبر عالی را هم بنویس. باید انگیزهای برای مذاکره داشته باشند. ظریف را هم اضافه کن .» این کارش من را عمیقاً خوشحال کرد. در آخر هم گفت: «آنها [تحریمها] را شدید کنید، فوقِ شدید.»
امضای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پای فرمان اجرایی تحریم رهبر ایران
دانفورد و اسپر با طرح این موضوعات و تلاش برای جلوگیری از تصویب پیشنویس فرمان اجرایی، علیه خودشان کار کرده بودند. البته حقشان بود. من معتقد بودم ترامپ با این کارش میخواست به دیگران نشان بدهد که بر خلاف تصمیم افتضاحِ پنجشنبه شب (که همانطور که همه میدانستند، با وجود مخالفتهای من گرفته شد)، من هنوز در شُرُفِ اخراج نیستم. نتیجه جلسه شورای امنیت ملی را یک پیروزیِ تقریباً مطلق میدانستم. (بعداً، «وزیر خارجه «پال » [سناتور جمهوریخواه ایالت کنتاکی]» ترامپ را متقاعد کرد تا تحریم ظریف را سی روز به تأخیر بیندازد. نمیدانم آیا این تصمیمش را با «وزیر خارجه جولیانی » [وکیل شخصیِ دونالد ترامپ] هم هماهنگ کرده بود یا نه؟) [منظورِ بولتون این است که «رَند پال» و «رودی جولیانی» هر کدام مانند یک وزیر خارجه برای آمریکا عمل میکردند و ترامپ هم به حرف آنها گوش میداد.] البته اواخر ماه جولای، ترامپ دوباره تصمیمش را عوض کرد و گفت میخواهد مجوز تحریم ظریف را صادر کند؛ و ما هم این کار را کردیم.)
ترامپ از واشینگتن توئیت کرد:
مقاماتِ ایران معنای کلمات «مهربان» و «دلسوزی» را درک نمیکنند؛ هرگز معنای این کلمات را درک نکردهاند. متأسفانه، تنها چیزی که درک میکنند، «قدرت» و «زور» است؛ و آمریکا با ۱/۵ تریلیون دلار سرمایهگذاریای که تنها در دو سال گذشته روی نیروهای نظامی خود داشته، با فاصله از دیگران، قدرتمندترین نیروی نظامی جهان است. مردمِ فوقالعادهی ایران در رنج هستند، بدون هیچ دلیلی. رهبرانِ آنها تمام پول کشور را صرفِ [حمایت از] تروریسم میکنند، و پولی برای کارهای دیگر باقی نمیگذارند. آمریکا استفادهی ایران از «دستگاههای انفجاریِ ابداعی» [از جمله بمبهای کنارجادهای] و «نفوذگر شکلپذیرِ انفجاری » را که منجر به کشته شدن ۲۰۰۰ آمریکایی و زخمی شدن تعداد بسیار بیشتری شد، فراموش نکرده است. بیانیهی بسیار جاهلانه و توهینآمیزِ ایران که امروز منتشر شد، تنها نشاندهندهی عدم درک آنها از واقعیت است. هرگونه حملهای توسط ایران به هر چیزِ آمریکایی، با نیروی شدید و کوبنده مواجه خواهد شد. در برخی موارد، کوبندگی به معنای ساقط کردن از هستی است. دیگر خبری از «جان کری » [وزیر خارجه سابق آمریکا در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما] و «اوباما » [رئیسجمهور سابق آمریکا که توافق هستهای را با ایران امضا کرد] نیست .
انگار افتضاحِ بعد از سقوط گلوبالهاوک کم بود که بلافاصله با یک یورشِ دیپلماتیک از طرف مَکرون مواجه شدیم. طبق نظرِ اشتباه خودش، به شدت روی روحانی کار کرده بود تا ایران محدودیتهای مهم توافق هستهای را نقض نکند. مکرون بدون هیچ تردیدی کاهش تحریمهای ایران را کلید شروع مذاکرات میدانست و معتقد بود در غیر این صورت، توافق هستهایِ دلبندِ اتحادیه اروپا راهی گورستان میشود. از نظر مکرون، ایران بدون امتیاز دادن آمریکا، هرگز پای میز مذاکره نمیآمد، که البته به نظر من مشکلی نبود [که ایران هرگز پای میز مذاکره نیاید].
در حالی که برای تماس تلفنی با مکرون در روز دوشنبه، ۸ جولای، آماده میشدیم، من و پمپئو، ترامپ را در جریان گذاشتیم که انتظار چه چیزی را باید داشته باشد. پمپئو گفت فکر میکند مکرون «امتیاز بزرگی [به ایران] را برای شروع مذاکرات پیشنهاد خواهد کرد»، که یعنی «دقیقاً همان کاری که کِری و اوباما انجام دادند؛ یک اشتباه بزرگ.» ترامپ جواب داد: «ما میتوانیم در عرض یک روز توافق کنیم. نیازی به کاهش تحریمها نیست. اگر این کار را بکنیم، بازگرداندن آنها سخت خواهد بود»؛ که دقیقاً درست میگفت. مدتی به بحث از این در و آن در گذشت، تا اینکه موضوع فعالیتهای ایران در زمینه غنیسازی اورانیوم مطرح شد. ترامپ گفت: «شاید لازم باشد [به تأسیسات هستهای ایران] حمله کنیم... شاید لازم باشد این کار را تا دو هفته دیگر انجام بدهیم. اگر بیست [موشک] «تاماهاک» به یکی از دروازههای ورودی [این تأسیسات] شلیک کنیم، برایم مهم نیست چه میگویند، قطعاً [برایشان] بد میشود.» این حرفش هم درست بود، اگرچه نمیدانستم منظورش کدام دروازه ورودی است یا رقم «بیست» را از کجا آورده است.
چیزی که من و پمپئو (و هیچکس دیگری در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی) نمیدانستیم (و قطعاً با آن موافق هم نبودیم) این بود که منوچین بیسروصدا با «برونو لومر » وزیر دارایی فرانسه، در حال مذاکره بود تا دقیقاً همان کاری را انجام بدهد که ترامپ گفته بود، قصد ندارد انجام بدهد. این را از «مولوینی » [مدیر وقتِ دفتر مدیریت و بودجه] شنیدم که گفت منوچین به او تلفن کرده و گفته با ایران به توافق رسیدهایم. البته منوچین بعداً همین را به خود من هم گفت. من و پمپئو هیچکدام چیزی در مورد مذاکرات منوچین با لومر نمیدانستیم (اگرچه منوچین ادعا میکرد این گفتوگوها به نوعی در راستای توافق ترامپ و مکرون سرِ ناهار «روز عملیات» [پس از مراسم سالگرد عملیات در «نرماندی» در جریان جنگ جهانی دوم] بوده است).
به علاوه، این ماجرا شباهت زیادی به مذاکرات تجاری منوچین با چینیها داشت؛ همیشه، توافق یا امضا شده بود یا تقریباً امضا شده بود. ظاهراً منوچین هرگز مذاکرهای نکرده بود که در آن، حاضر نشده باشد برای رسیدن به توافق، هر امتیازی که لازم باشد، به طرف مقابل بدهد. ترامپ که با مکرون صحبت میکرد، مکرون موضوع مذاکرات منوچین و لومر را مطرح کرد، و آنجا بود که به ذهنم رسید شاید حتی خودِ ترامپ هم خبر نداشته باشد که منوچین در این مذاکرات دارد «آش و جاش» را با هم تقدیم میکند. بعد از سخنرانیِ دوبارهی ترامپ دربارهی کِری و «قانون لوگان» [که شهروندان حقیقی آمریکا را از مذاکره با دولتهای متخاصم منع میکند]، مکرون مستقیماً سؤال کرد که ترامپ حاضر است چه امتیازی بدهد؛ و به این ترتیب، دقیقاً آنچه در ذهنش بود را نشان داد؛ یعنی دادن امتیاز به ایران بدون دریافت چیزی در ازای آن. اگرچه ترامپ در ابتدا از موضوع طفره رفت، اما نهایتاً پیش از پایان تماس، در مورد گزینهی کاهش چشمگیرِ تحریمهای نفتی و مالی علیه ایران برای مدتی کوتاه بحث کردند و به وضوح به نظر میرسید که ترامپ هم به این گزینه تمایل دارد. این دقیقاً همان چیزی بود که من و پمپئو سعی کرده بودیم از آن جلوگیری کنیم.

بولتون (چپ)، مشاور وقت امنیت ملی ترامپ، اذعان دارد که او و پمپئو (راست)، وزیر خارجه کنونی آمریکا، تمام تلاش خود را کردهاند تا مسیر دیپلماسی با ایران به طور کامل بسته شود
و اما یک فاجعهی دیگر. بعد از مراسمی معمول که برای تقدیم اعتبارنامههای سفرای جدید در «دفتر بیضی» [دفتر کار رئیسجمهور آمریکا] برگزار شده بود، در دفتر ماندم و از ترامپ خواستم در مورد پیشنهادش به مکرون توضیح بدهد. ترامپ اگرچه از مکرون بدگویی کرد، اما گفت او از آن افرادی است که میتوانند با ایران به توافق برسند. ترامپ گفت [امتیازی که میخواهیم بدهیم] صرفاً بخشی از تحریمهای نفتی، آن هم برای مدتی کوتاه، است؛ که بهتر از گزینههای دیگری بود که درباره آنها با مکرون گفتوگو کرده بود. فوراً همین گزینه را به «امانوئل بُن» همتای فرانسوی جدیدم، انتقال دادم. ترامپ گفت: «[امتیاز تعلیق تحریمهای] نفت را میتوانم بدهم، تحریمهای نفتی را همیشه میتوان بازگرداند.»
البته این دقیقاً خلاف چیزی بود که ترامپ قبلاً به من و پمپئو گفته بود. پمپئو حتی بر اساس همان حرفِ ترامپ با افرادی مثل «گراهام » [سناتور جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی]، «کروز » [سناتور جمهوریخواه ایالت تگزاس] و «تام کاتِن » [سناتور جمهوریخواه ایالت آرکانزاس] تماس گرفته بود تا جمهوریخواهان را به مخالفت با مذاکره با ایران تحریک کنند. فایل ضبطشدهی تماس [ترامپ-مکرون] را برای پمپئو فرستادم و همان روز، با او صحبت کردم. امتیازِ کاهش تحریمهای نفتی، برای پمپئو (مثل خودِ من) «فراتر از باور» بود، چون نشان میداد ترامپ درک نمیکند کم و زیاد کردنِ تحریمها مثل «رئوستات» [دستگاه تنظیم مقاومت الکتریکی] چه آسیبی به سیاستِ کلی «فشار حداکثری» ما وارد خواهد کرد. پمپئو یک بار دیگر آماده استعفا بود و گفت دیر یا زود، هر دوی ما این تصمیم را خواهیم گرفت. گفت: «ممکن است بتوانیم این آتش را خفه کنیم، اما آتش بعدی بدتر خواهد بود...» و ساکت شد. تنها کاری که میتوانستیم بکنیم این بود که امیدوار باشیم ایران یک بار دیگر به دادمان برسد [و خودش مذاکره با آمریکا را رد کند].
من در این مورد بیکار ننشستم؛ نتانیاهو را ترغیب کردم تا ۱۰ جولای با ترامپ تماس بگیرد و جسارت او را بالا ببرد . ترامپ در عرضِ دو ساعت، توئیت کرد:
ایران مدتها به شکل مخفیانه اقدام به «غنیسازی» کرده که این نقض کامل توافق وحشتناکِ ۱۵۰ میلیارد دلاریِ جان کِری و دولت اوباما بوده است. به یاد داشته باشید، این توافق قرار بود ظرف فقط چند سال منقضی شود. تحریمها به زودی افزایش خواهند یافت، به شدت!
ما در حال تهیه برنامهای برای اسکورت کشتیهای تجاری در خلیج [فارس] بودیم که تحت عنوان «عملیات سِنتینِل » معروف شده بود و قرار بود سعودیها و اماراتیها به علاوه انگلیسیها و دیگر کشورهای اروپایی در آن شرکت داشته باشند. هدف این عملیات این بود که دستکم از مداخله ایرانیها در بازار جهانی نفت جلوگیری شود .
مدتی قبل، در تاریخ ۴ جولای، نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا، به درخواست دولت جبلالطارق، نفتکش «گریس ۱» متعلق به ایران را به خاطر نقض تحریمهای اتحادیه اروپا علیه سوریه توقیف کرده بود. در واکنش، ایران، ۱۰ جولای، تلاش کرد نفتکش انگلیسی «بریتیش هریتج» را در تنگه هرمز توقیف کند؛ ۱۳ جولای، یک نفتکش اماراتی با پرچم پاناما به نام «ریاح» را توقیف کرد؛ و سپس ۱۹ جولای، بالأخره به آنچه که میخواست، رسید، و نفتکش سوئدی «استنا ایمپرو» با پرچم بریتانیا را توقیف کرد. واضح بود که هدف ایران این است که گریس ۱ را (که حالا به «آدریان دریا ۱» تغییر نام داده) با استنا ایمپرو تبادل کند، اگرچه دو کشتیِ توقیفشده به هیچ عنوان همارزِ هم نبودند. متأسفانه، تبادل، دقیقاً همان چیزی بود که بریتانیاییها هم دنبالش بودند.

تصویر آرشیوی از نفتکش «استنا ایمپرو» که با پرچم انگلیس فعالیت میکند
به وضوح معلوم بود این بازی همچنان ادامه خواهد داشت، مگر اینکه (یا تا وقتی که) ما عملیات سنتینل را اجرا کنیم؛ اما اجرای این عملیات بیش از آنچه که پیشبینی کرده بودیم، دشوار از آب درآمد، چون بسیاری از کشورها در پیوستن به این عملیات تردید داشتند. بخشی از این تردید، بدون شک، به خاطر مماشاتِ غریزهای آنها بود، اما بخشی از آن ناشی از عدم اطمینان آنها از اراده و استقامت آمریکا به خاطر اقداماتِ دمدمیِ ترامپ بود. حتی دولت جدیدِ «بوریس جانسون» هم به دلیل علاقهاش به نجات توافق هستهای ایران و تمایلش به جلوگیری از هر چیزی که مأموریتِ حیاتیِ دستیابی به «برگزیت» [خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا] را به خطر بیندازد، در این زمینه دچار تزلزل شد و گریس ۱ را صرفاً با گرفتنِ این تعهد آزاد کرد که محمولهی نفتش را در سوریه تخلیه نکند؛ تعهدی که هیچ ارزشی نداشت. واضح بود که بریتانیاییها به دنبال دعوا نیستند. این [انفعال لندن در وضعیت کنونی] هم درسِ ناخوشایندِ دیگری بود که بدون شک تهران آن را به خوبی فرا گرفت.
منبع : مشرق
| توضیحاتی درباره کتاب جان بولتون علیه ترامپ |
| سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مجمع عمومی سازمان ملل درباره «تأسیسات تورقوزآباد» |
| توضیحات سردار حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران درباره هدف قرار دادن پهپاد آمریکایی |
| عملیات توقیف نفتکش «استنا ایمپرو» توسط ایران |





